ورود کاربران

هیئت هفتگی

 دوشنبه‌ها ساعت 19:30، میدان شوش، خیابان صاحب جمع، کوچه شهید سعید طاهری کاشانی، مسجد حضرت فاطمه زهرا(س)(چفت ساز)، پلاک تابلو هیئت مجلس مناجات محبان حضرت زهرا(س). سخنران: حجج الاسلام محمد کریمی و محمد کارخانه

دوشنبه, 01 آبان 1396

 
 از شـهدا بنـویـسیـم...

وطن اصلی سرباز مسلمان، خاکش نیست، کشورش نیست، عقیده اش است، من به خاطر عقیده ام می جنگم نه چیز دیگر. شهید حسن آبشناسان

این هفته به یاد شهید...

شهدای یاد شده:

عباس حق‌خواه؛ احمد کریمی؛ قاسم محمودی؛ امیر کرملو؛ علی قیومی؛ اکبر مرادی؛ حسن فاتحی؛ مرتضی دلخوش؛ محمد فاتحی؛ علی صادقی؛ محمد رضا الهی؛ عباس عامری؛ حمید مشهدی‌حسن؛ رضا اکبری؛ اسماعیل میرابی؛ داوود خسروی؛ سید مهدی حسینی ساداتی‌نژاد؛ رضا نصیری؛ سیف الله سعادتی؛ محمد توسلی؛ قربانعلی رهکویی؛ احمد توکلی؛ محمد مهدیزاده؛ حسین سلمانی قهیاری؛ هاشم کاکایی؛ محمد کریمی؛ امیر کرملو؛ مهدی خدامرادی؛ حسن فاتحی؛ جمعه دوستی؛ مرتضی محمودی؛ بهروز رزاق خواه؛ علی جزمانی؛ علی اصغر آتش پنجه؛ محمدرضا پالوچ؛ احد امامی زاده؛ محمد نوروزی؛ علی صبوری؛ عباس نژاد ابراهیمی؛ بهرام نیکدم؛ رحیم یزدانی، نصرت الله قزاقی، سید حمید پشت مشهدی، محمد رضا حاجیان، حسن بسطامی؛ نصرت الله موسی خوانی، حسین قلی خانی؛ صفدر مکلل؛ غلامرضا وکیلی؛ فرهاد آقا حسینی؛ طاهر تاجی؛ قاسم محمودی؛ علی شیرمست؛ اسماعیل گرامی؛ حسن محمدنژاد؛ احمد کریمی؛ حسن نیازی؛ بهمن صبوری.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست.


 
زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن
كنيه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):
مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
ولادت امام زمان حضرت مهدی (عج):
وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.
سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)
پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».
 
حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...
دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج)
دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج) به چهار دوره تقسیم می شود:
1) از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عج):
امام زمان حضرت مهدی (عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
2) غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عج):
پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.
3) دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عج):
این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.
4) دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عج):
پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.
 
صورت و سيرت امام زمان حضرت مهدی (عج)
چهره و شمايل حضرت مهدي ( ع ) را راويان حديث شيعي و سني چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابرواني هلالي و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش كشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي  - كه از بيداري شب عارض شده -بر گونه راستش خالي مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدي صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وي   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي  اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتي جاري كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني كند .حضرت مهدي ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را فراگرفته است . مهدي ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اي از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدي ناراحتي نرسد مگر آنجا كه حد خدايي جاري گردد .مهدي ( ع ) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد . حتي  اگر حق كسي زير دندان ديگري   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدي ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسي   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابي مهدي   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخي به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي   ، باقي   نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآني   ، در جهان جريان نيابد . آري ، چون مهدي ( ع ) قيام كند زميني  نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدي ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلي توده ها تمركز يابد . مهدي ( ع ) با تاييد الهي   ، خردهاي مردمان را به كمال رساند و فرزانگي  در همگان پديد آورد ... .مهدي ( ع ) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي  بيمانند دست يابند . حتي   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه هاي  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدي ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جاي ويراني نماند ، مگر آنكه مهدي ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدي ( ع ) و در حكومت وي ، سر سوزني  ظلم و بيداد بر كسي نرود و رنجي بر دلي ننشيند .مهدي ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه هاي مردمان كند و دادگري او همه جا را بگيرد .
اصحاب و ياران امام زمان حضرت مهدی (عج):
1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 257ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عج) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام زمان حضرت مهدی (عج) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى.

زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عج) :
امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى‏كنيم:

عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

 

 

مجله:گلبرگ-مهر 1380، شماره 21
زندگی نامه امام مهدی(عج)
نویسنده : نامشخص ، صفحه 6

کلمات کلیدی ماشینی:
امام، حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام، امام مهدی ( عج )، امام عسکری علیه‌السلام، یگانه فرزند امام عسکری علیه‌السلام، پدر بزرگوار امام عسکری علیه‌السلام،
امام مهدی کیست؟
امام مهدی کیست؟ وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی(عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.
میلاد نور
آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.
سیمای مهدی(عج)
پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».
حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...
دوران زندگی
دوران زندگی امام زمان(عج) به چهار دوره تقسیم می شود:
1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.
3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.
4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (عج)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر الزمان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانسته‏اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانسته‏اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفته‏اند كه نام وى صيقل مى‏باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» شهرت يافته است.
مدت «غيبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و «غيبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مى‏رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى‏گردد. 
تاريخ و سبب شهادت :
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم على‏الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مى‏گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مى‏رسد و عالم قيامت آغاز مى‏گردد. 
اصحاب و ياران :
1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 257ق.).
2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).
3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).
4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).
اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان(ع) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام(ع) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام(ع) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى‏گردد:
 

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
  11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى.
 
زمامداران معاصر :
امام زمان(ع) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:
1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).
2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).
3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).
4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).
5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).
6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).
7. راضى عباسى (322 - 329ق.).
8. متقى عباسى (329 - 333ق.).
هنگامى كه حضرت مهدى(ع) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى‏كنيم:
عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)
قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند. 
رويدادهاى مهم :
از آغاز تولد نويد بخش حضرت مهدى(ع) (در سال 255 هجرى) تا زمان قيام آن حضرت و تشكيل حكومت جهانى، رويدادهاى مهم و فراوانى رخ داده و خواهد داد كه قابل شمارش نيستند و هيچ دفتر و ديوانى گنجايش ثبت و ضبط آنها را ندارد؛ اما در اين جا به برخى از رويدادهاى مهمى كه در زمان ظهور آن حضرت اتفاق خواهد افتاد و در روايات و منابع اسلامى به عنوان علامات ظهور حضرت مهدى(ع) از آنها ياد شده است، اشاره مى‏شود:
1. خروج دجّالِ يك چشم و ادعاى الوهيت و خون ريزى و فتنه‏هاى فراوان او در زمين و جنگ با حضرت مهدى(ع) و شكست و نابودى‏اش به دست امام زمان(ع) يا حضرت عيسى(ع).
2. نداى آسمانى براى معرفىِ حضرت مهدى(ع) و شنيدن همه مردم، آن را به زبان رايج خودشان و استقبال آنان از امام زمان(ع).
3. خروج سفيانى (عثمان بن عنبسه از اولاد يزيد بن معاويه) از وادىِ يابس، در سرزمين ميان مكه و شام، و تصرف بسيارى از شهرها و خون ريزى و فتنه در بين مردم، و نبرد او با لشكريان امام زمان(ع) و كشته شدنش در صخره بيت المقدس به دست ياران حضرت مهدى(ع).
4. خروج سيّد حسنى از شمال ايران (حدود ديلم و قزوين) و دعوت او به مذهب اماميه، و رفع ظلم از مردم و نبردهاى پيروزمندانه او با ستمكاران و فاسقان و پيوستن او به حضرت مهدى(ع) در كوفه.
5. خروج شصت كذّاب كه به دروغ ادعاى پيامبرى مى‏كنند.
6. ادعاى دروغين مقام امامت توسط دوازده نفر از آل ابى‏طالب(ع).
7. كشته شدن نفس زكيّه، پسرى از آل محمد(ص)، در مسجد الحرام، ما بين ركن و مقام.
8. ظاهر شدن صورت و سينه و ياكف دست، در چشمه خورشيد.
9. وقوع كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر رمضان.
10. برخاستن نداهاى متعدد از آسمان در ماه رجب و شنيدن همه مردم.
11. گسترش سياهىِ كفر، فسق و معصيت در سراسر جهان.
12. ظهور حضرت مهدى(ع) (به هيأت مردى سى‏سال) از كنار كعبه، در مكه معظّمه، و دعوت مردم به اسلام راستين. 
صلوات بر پيامبر و آل پيامبر (ص) 
درپايان زندگي نامه معصومين (ع) شايسته است صلوات ويژه آنان را از يكي از امامان معصوم (ع) دراين جا بيان كرده واز اين طريق ارادت مخصوص خود را به سرور و سالارمان حضرت حجت بن الحسن (ع) ابراز و اظهار نماييم:
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه در صلوات بر پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت آن حضرت، خوانده شود:
اللّهمَّ صَلِّ عَلى محمدٍّ وَالِ مُحمّدٍ، شَجرَةِ النّبوّةِ ، وَموضِع الرِّسالةِ ، ومختلفِ الملائِكةِ ، ومعدِنِ العِلمِ، واهلِ بيتِ الوَحي ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ محمّدٍ وَآلِ محمّدٍ، الفُلكِ الجاريةِ في اللُّجَجِ الغامِرةِ ، يأمَنُ من رَكِبها ويغرقُ من تركَها، المُتقدِّمُ لَهُم مارِقٌ ، والمتأخّرُ عنهم زاهقٌ ، وَاللازِمُ لهُم لاحقٌ ،اللّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ وآلِ محمّدٍ ، اَلْكَهفِ الحصين ، وغياثِ المُضطرِّ المُستكين ، وَمَلْجَأِ الهاربين ، وَعِصمة الْمُعْتَصِمين....
خدايا! بر محمد وآلش درود فرست كه درخت نبوّتند و جايگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن علم و حكمت و خاندان وحى. خدايا! بر محمد و آلش درود فرست كه آنان كِشتى درياى معرفتند و روان در اَعماق آن دريا، هر كس بر آن كِشتى در آيد از غرق ايمن است، و هركس در نيايد به درياى هلاكت غرق خواهد شد. هركس بر آنان پيشى گيرد از دين خارج گردد، و هر كس از آنان عقب ماند سعى‏اش باطل و نابود گردد، و هر كس همراه آنان باشد ملحق به آنان خواهد شد. خدايا! بر محمد و آلش درود فرست كه حصار محكم امتند و فريادرس بيچارگان و نگهبان عصمت طلبان..(3)

1. كمال الدين و تمام النعمة، ص‏330.
 
2. اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، ج‏3، ص‏710؛ منتهى الآمال فى تاريخ النبى و الآل، ج‏2، ص‏470.
 
3. مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، ص‏211، در بخش اعمال مشترك ماه شعبان.
 
برگرفته شده از كتاب " خاندان عصمت عليهم السلام " تاليف سيد تقى واردى
 

ام :محمد ( دوازدهمین و آخرین امام که به امر خداوند تعیین شد )
امام زمان حضرت مهدى علیه السلام کنیه :ابو عبد الله ، ابو القاسم ، ابو صالح لقب :حجه الله ، مهدى ، هادى ، قائم ، منتظر ، صاحب الامر پدر :حضرت امام حسن علیه السلام مادر : نرجس ، دختر قیصر روم ( که او را بصورت کنیزى به سرزمین حجاز آورده بودند ) تاریخ ولادت :شب جمعه ۱۵ شعبان ، سال ۲۵۵ هجرى مکان ولادت :سرمن راى ( سامراء ) مدت عمر :تاکنون ( سال ۱۳۷۷ ) ، ۱۱۶۴ سال از عمر شریف آن حضرت میگذرد

امام دوازدهم، حضرت مهدى عجل‏الله تعالى فرجه الشریف در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجرى قمرى، روز جمعه هنگام طلوع فجر در سامرا دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار ایشان امام حسن عسکرى(ع) و نام مادر گرامى‏اش نرجس(ع) مى‏باشد.در بیان اوصاف ایشان در روایات چنین آمده است :
المهدى طاووس اهل الجنه وجهه کالکوکب الدرى ، لونه لون عربى و جسمه جسم اسرائیلى على خده الایمن خال ، کانه کوکب درى امام زمان (عج) پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال ۲۶۰ هجرى عهده دارامر مقدس امامت شد.به امر خداوند از همان آغاز دوران امامت، نخستین غیبت امام زمان(ع) به نام غیبت صغرى آغاز گردید.
غیبت صغرى تقریبا هفتاد سال به طول انجامید و از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجرى ادامه یافت.پس از آن غیبت کبرى آغاز شد و هر زمان که خداوند اراده کند امام زمان(ع) ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.در دوران غیبت صغرى، شیعیان و پیروان امام زمان(عج) از طریق(نواب خاص) آن حضرت با ایشان تماس داشتند و پاسخ سوالات و مسائل خود را دریافت مى‏کردند.نواب خاص امام زمان(ع) در زمان‏غیبت صغرى به ترتیب عبارت بودند از:
۱- عثمان بن سعید عمرى، که در سال ۳۰۰ هجرى وفات نمود.
۲- محمد بن عثمان عمرى که در سال ۳۰۵ وفات نمود.
۳- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى که در سال ۳۲۶ وفات نمود.
۴- على بن محمد سمرى که در سال ۳۲۹ هجرى رحلت نمود.
با وفات على بن محمد سمرى، غیبت کبرى آغاز گردید و باب نیابت خاصه بسته و نیابت عامه آن حضرت آغاز شد.نواب عام امام زمان(عج) که همانا مراجع تقلید مى‏باشند پاسداردین خدا و پاسخگوى سوالات و پرسشهاى مردم مى‏باشند.
۲٫ شرح و چگونگى ولادت حضرت ولى عصر (عج)
گزارش و تفصیلات ولادت سراسر برکت امام در کتب معتبر و اخبار مشروحا بیان شده‏است از جمله این اخبار روایتى است که درینابیع الموده ص ۴۴۹ و ۴۵۱ فاضل قندوزى که از علماى اهل سنت است و شیخ طوسى در کتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت کرده‏اند و صدوق در کتاب کمال الدین به سند صحیح و معتبر از جناب موسى بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسى بن جعفر (علیه السلام) از حضرت حکیمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقى (علیه السلام) که از بانوان با عظمت و شخصیت و فضیلت‏خاندان رسالت است‏حدیث کرده‏است.
حکیمه فرمود امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرستاد (فردى را) نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت‏خدا در زمین است.
من عرض کردم: مادرش کیست؟
فرمود: نرجس.
گفتم: فدایت‏شوم به خدا سوگند در او اثرى نیست.
فرمود: همین است که براى تو مى‏گویم.
حکیمه گفت: پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پاى افزارم را بیرون آورد گفت اى سیده من و سیده خاندان من چگونه شب کردى؟
گفتم: بلکه تو سیده من و سیده خاندان من هستى.
گفت: اى عمه این چه سخن است!؟
گفتم: اى دخترم، خدا امشب به تو پسرى کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است پس او خجلت کشید و حیا کرد وقتى از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم. چون نیمه شب رسید برخاستم براى نماز شب نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت‏بود من نشستم براى تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید.
حکیمه فرمود: براى فحص از صبح بیرون آمدم فرز اول ظاهر شده بود هنوز نرجس در خواب بود در شک افتادم امام فریاد زد عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده گفت نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد من به بالینش شتافتم و گفتم:
بسم الله علیک‏ آیا چیزى احساس مى‏کنى؟
گفت‏بله اى عمه
گفتم آسوده خاطر باش همان است که به تو گفتم.
حکیمه گفت پس مرا سستى و از خود بى خودى فرا گرفت و او نیز چنین شد وقتى به حس آقایم بیدار شدم جامه را از روى نرجس به یک سو زدم و آقاى خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را برزمین گذارده او را در برگرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است‏حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) به من صیحه زد اى عمه پسرم را به نزد من بیاور.
او را نزد امام بردم امام دستهایش را زیر دو ران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست‏بر چشمها و گوش و مفاصلش کشید.
پس فرمود: سخن بگو اى پسرم.
فرمود:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا رسول الله‏
سپس بر امیرالمؤمنین و بر امامان تا پدر بزرگوارش صلوات فرستاد و سکوت فرمود.
امام فرمود او را نزد مادرش ببر تا به او سلام کند و به نزد من آور پس او را نزد مادرش بردم به مادرش سلام کرد سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم فرمود اى عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا حکیمه فرمود: بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم پرده را بالا زدم تا از آقاى خود تفقد کنم او را ندیدم گفتم فدایت‏شوم چه شد آقاى من؟
فرمود اى عمه او را به آن کس سپردم که مادر موسى او را به او سپرد.
حکیمه گفت: روز هفتم که شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام کردم و نشستم.
امام فرمود پسرم را به نزد من باور پس من آقایم را در حالى که در پارچه‏اى بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار کرد پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیر و عسل به او مى‏دهد سپس فرمود سخن بگو:
گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امیر المؤمنین و امامان تا پدرش – صلوات الله علیهم اجمعین – فرستاد و این آیه را تلاوت کرد:
(بسم الله الرحمن الرحیم و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون)
موسى بن محمد بن قاسم راوى حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حکیمه راست فرموده است (۱)
صدوق در حدیثى که در نهایت اعتبار و اعتماد است‏به واسطه احمد بن الحسن بن عبدالله بن مهران امى عروضى ازدى از احمد بن حسین قمى روایت کرده که چون خلف صالح متولد شد از ناحیه حضرت امام حسن عسکرى ۷ نامه‏اى براى جدم احمد بن اسحاق رسید به دست‏خط آن حضرت که توقیعات به همان خط وارد مى‏شد در آن مکتوب بود براى ما مولودى ولادت یافت‏باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زیرا آن را بر کسى ظاهر نمى‏کنیم مگر نزدکیتر را به واسطه نزدیکى او و ولى رابه جهت ولایتش دوست داشتیم اعلام آنرا به تو، تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنکه ما را به آن مسرور ساخت (۲)
و در روایت مسعودى است که احمد بن اسحاق به حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) عرض کرد: وقتى نامه بشارت شما به ولادت آقاى ما رسید باقى نماند از مرد و زنى و نه پسریکه به مرتبه فهم رسیده باشد مگر آنکه قائل به حق شد حضرت فرمود: آیا نمى‏دانید که زمین از حجه الله خالى نمى‏ماند (۳)
و در حدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان که پس از ولادت حضرت ولى عصر وپس از وفات امام حسن عسکرى (علیه السلام) (بین ۲۵۵ تا ۲۶۰) وفات کرده در کتاب غیبت‏خود از حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) به واسطه محمد بن على بن حمزه بن حسین بن عبید الله بن عباس بن امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:
متولد شد ولى خدا و حجت‏خدا بربندگان خدا و جانشین من بعد از من ختنه کرده شده در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر و نخستن کسى که او را شست رضوان خازن بهشت‏بود که با جمعى از ملائکه مقربین او را به آب کوثر و سلسبیل غسل دادند (۴)
و در احادیث دیگر روایت است که وقتى امام عصر متولد شد حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) دستور فرموده: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت‏بین فقراى بنى هاشم تقسیم کنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند (۵) .
و نیز روایت است که در روز سوم ولادت پدر بزرگوارش او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود: این است جانشین من و امام شما بعد از من و او است همان قائمى که گردنها به انتظار او کشیده مى‏شود پس وقتى زمین پر از جور و ستم شد ظاهر مى‏شود و پر مى‏کند آنرا از عدل و داد (۶)
نصر بن على جهضمى که از ثقات رجال اهل سنت است در کتاب موالید الائمه نقل کرده که حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) هنگام ولادت فرزندش م ح م د فرمود: گمان کردند ستمکاران که مرا مى‏کشند و این نسل را مقطوع مى‏سازند پس چگونه یافتند قدرت قادر را و او را مؤمل‏ نام گذارد. (۷)
احمد بن اسحاق اشعرى از حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:
الحمد لله الذى لم یخرجنى من الدنیا حتى ارانى الخلف من بعدى اشبه الناس برسول الله خلقا و خلقا یحفظه الله فى غیبته ثم یظهر فیملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما (۸)
سپاس مختص خدائى است که مرا از دنیا خارج نساخت تا جانشین مرا بعد از من به من نمایاند که شبیه‏ترین مردم به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از جهت‏خلق و خلق مى‏باشد خدا او را در غیبتش حفظ مى‏فرماید سپس ظاهر مى‏شود پس پر مى‏کند زمین را از قسط و عدل چنانچه پر شده از ظلم و جور.
و براى اطلاع بیشتر از این به کتابهاى حدیث مانند غیبت نعمانى و شیخ و کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداه و اربعین خاتون آبادى و منتخب الاثر صافى گلپایگانى مراجعه شود.
ولادت و امامت امام (علیه السلام) از نظر علما و مورخین اهل سنت
علاوه بر آنکه عموم علماى حدیث و تاریخ نگاران و صاحبان کتابهاى تراجم شیعه اثنى عشرى واقعه ولادت حضرت را بر اساس مدارک و مصادر صحیح ثبت و ضبط کرده ‏اند و در عصر پدر بزرگوارش و عصر غیب صغرى و کبرى صدها اشخاص مورد وثوق و اعتماد را مى‏شناسیم که به سعادت دیدار آن ولى اعظم خدا نائل شده و معجزات و خوارق عادات کثیرى از آن رهبر جهانى را ندیده‏اند گروه بسیارى از مشاهیر علماى اهل سنت نیز ولادت آن حضرت و شرح و تفصیلات آن را در کتب ذکر نموده و بعضى به امامت و مهدویت آن سرور اقرار و اشعار بلند به زبان عربى و فارسى در مدح او سروده‏اند و حتى مدعى شرفیابى به آن حضور اقدس و استماع حدیث از حضرتش شده‏اند که ما عین عبارات و کلمات عده‏اى از آنان را در کتاب منتخب الاثر نگاشته‏ایم و با رعایت اختصار در اینجا فقط به ذکر نام آنها قناعت مى‏نمائیم:
۱ – ابن حجر هیثمى مکى شافعى، (متولد سال ۹۷۴).
۲ – مؤلف روضه الاحباب سید جمال الدین، (متوفا در سال ۱۰۰۰).
۳ – ابن الصباغ على بن محمد مالکى مکى، (متوفا در سال ۸۵۵)
۴ – شمس الدین ابوالمظفر یوسف مؤلف التاریخ الکبیر و تذکره الخواص، (متوفا در سال ۶۵۴)
۵ – نور الدین عبد الرحمن جامى معروف صاحب کتاب شواهد النبوه
۶ – شیخ حافظ ابو عبد الله محمد بن یوسف گنجى صاحب کتاب البیان فى اخبار صاحب الزمان و کتابهاى دیگر (متوفى سال ۶۵۸)
۷ – ابوبکر احمد بن حسین بیهقى، (متوفا در سال ۴۵۸)
۸ – کمال الدین محمد بن طلحه شافعى (متوفا در سال ۶۵۲).
۹ – حافظ بلاذرى ابو محمد احمد بن ابراهیم طوسى، (متوفا در سال ۳۳۹).
۱۰ – قاضى فضل بن روز بهان، شارح کتاب الشمائل ترندى.
۱۱ – ابن الخشاب ابو محمد عبد الله بن احمد (متوفا در سال ۵۶۷)
۱۲ – شیخ عارف شهیر محى الدین صاحب کتاب الفتوحات (متوفا در سال ۶۳۸)
۱۳ – شیخ سعد الدین حموى.
۱۴ – شیخ عبد الوهاب شعرانى مؤلف الیواقیت و الجواهر (متوفا در سال ۹۷۳)
۱۵ – شیخ حسن عراقى
۱۶ – شیخ على الخواص
۱۷ – ابن اثیر مؤلف تاریخ کامل
۱۸ – حسین بن معین الدین میبدى صاحب شرح دیوان
۱۹ – خواجه پارسا محمد بن محمد بن محمود بخارى (متوفا در سال ۸۲۲)
۲۰ – حافظ ابوالفتح محمد بن ابى‏الفوارس صاحب کتاب الاربعین
۲۱ – ابوالمجد عبد الحق دهلوى که صد کتاب تالیف دارد، (متوفاى در سال ۱۰۵۲)
۲۲ – شیخ احمد جامى نامقى
۲۳ – شیخ فرید الدین عطار نیشابورى معروف
۲۴ – جلال الدین محمد رومى صاحب مثنوى (متوفا در سال ۶۷۲)
۲۵ شیخ صلاح الدین صفدى (متوفا در سال ۷۶۴)
۲۶ – مولوى على اکبر بن اسد الله هندى صاحب کتاب مکاشفات.
۲۷ – شیخ عبد الرحمن، صاحب کتاب مرآه الاسرار.
۲۸ – بعضى از مشایخ شعرانى
۲۹ – یکى از مشایخ مصر به نقل از شیخ ابراهیم حلبى.
۳۰ – قاضى شهاب الدین دولت آبادى صاحب تفسیر البحر المواج و کتاب هدایه السعداء.
۳۱ – شیخ سلیمان قندوزى بلخى، (متوفا در سال ۱۲۹۴)
۳۲ – شیخ عامر بن عامر البصرى صاحب قصیده تائیه ذات الانوار .
۳۳ – قاضى جواد سابطى
۳۴ – صدرالدین قونوى صاحب تفسیر الفاتحه و مفاتیح الغیب.
۳۵ – عبد الله بن محمد مطیرى مدنى مؤلف صحاح الاخبار.
۳۶ – شیخ محمد سراج الدین رفاعى مؤلف صحاح الاخبار.
۳۷ – میرخواند محمد بن خاوند شاه مؤلف تاریخ روضه الصفا، (متوفا در سال ۹۰۳)
۳۸ – نضر بن على جهضمى عالم و محدث معروف
۳۹ – قاضى بهلول بهجب افندى مؤلف کتاب محاکمه در تاریخ آل محمد (صلى الله علیه و آله)
۴۰ – شیخ محمد ابراهیم جوینى (متوفا در سال ۱۱۷۶)
۴۱ – شیخ شمس الدین محمد بن یوسف زرندى مؤلف معراج الوصول
۴۲ – شمس الدین تبریزى شیخ جلال الدین رومى
۴۳ – ابن خلکان در وفیات الاعیان تاریخ ولادت آن حضرت را تعیین کرده است.
۴۴ – ابن ارزق درتاریخ میافارقین.
۴۵ – مولى على قارى صاحب کتاب مرقاه در شرح مشکاه
۴۶ – قطب مدار
۴۷ – ابن وردى مورخ.
۴۸ – شبلنجى مؤلف نور الابصار
۴۹ – سویدى سبائک الذهب
۵۰ – شیخ الاسلام ابراهیم بن سعد الدین.
۵۱ – صدر الائمه موفق بن احمد مالکى خوارزمى
۵۲ – مولى حسین بن على کاشفى مؤلف جواهر التفسیر (متوفى سال ۹۰۶)
۵۳ – سید على بن شهاب همدانى مؤلف الموده فى القربى‏
۵۴ – شیخ محمد صبان مصرى (متوفاى سال ۱۲۰۶)
۵۵ – الناصر لدین الله خلیفه عباسى
۵۶ – عبدالحى بن عمار حنبلى مؤلف شذرات الذهب (متوفى در سال ۱۰۸۹)
۵۷ – شیخ عبد الرحمن بسطامى در کتاب دره المعارف
۵۸ – شیخ عبد الکریم یمانى
۵۹ – سید نسیمى
۶۰ – عماد الدین حنفى
۶۱ – جلال الدین سیوطى
۶۲ – رشید الدین دهلوى هندى.
۶۳ – شاه ولى الله دهلوى
۶۴ – شیخ احمد فاروقى نقشبندى
۶۵ – ابواالولید محمد بن شحنه حنفى در تاریخ روضه المناظر.
۶۶ – شمس الدین محمد بن طولون مورخ شهیر در کتاب الشذرات الذهبیه (متوفاى سال ۹۵۳)
۶۷ – شبراوى شافعى رئیس اسبق جامع ازهر و مؤلف کتاب الاتحاف.
۶۸ – یافعى مؤلف تاریخ مرآه الجنان
۶۹ – محمد فرید وجدى در دائره المعارف.
۷۰ – عالم محقق شیخ رحمه الله هندى مؤلف اظهار الحق
۷۱ – علاء الدین احمد بن محمد السمانى
۷۲ – خیر الدین زرکلى در کتاب الاعلام ج ۶ ص ۳۱۰
۷۳ – عبد الملک عصامى مکى
۷۴ – محمود بن وهیب القراغولى بغدادى حنفى
۷۵ – یاقوت حموى در معجم البلدان ج ۶ ص ۱۷۵٫
۷۶ – مؤلف تاریخ گزیده ص ۲۰۷ و ۲۰۸ ط لندن ۱۹۱۰م.
۷۷ – ابوالعباس قرمانى احمد بن یوسف دمشقى در اخبار الدول و آثار الدول
پى‏نوشتها
(۱) منتخب الاثر صافى گلپایگانى ص ۳۲۱ تا ۳۴۱
(۲) همان ص ۲۴۳ و ۲۴۴
(۳) همان ص ۲۴۵ و ۲۴۶
(۴) همان ص ۳۲۰٫ اثبات الهداه ج ۷ ص ۱۳۹، حدیث ۶۸۳ اربعین خاتون آبادى ص ۲۴ و کتابهاى دیگر.
(۵) – منتخب الاثر ص ۳۴۱ و ۳۴۳
(۶) ینابیع الموده ص ۴۶۰ منتخب الاثر صافى گلپایگانى ص ۳۴۲
(۷) اثبات الهداه ج ۶ ص ۳۴۲ ب ۳۱ ف ۱۰ ح ۱۱۶
(۸) اثبات الهداه، ج ۷، ص ۱۳۸، ح ۶۸۲ ب ۳۲، ف ۴۴ و کفایه الاثر و کمال الدین و منتخب الاثر
امامت و مهدویت صفحه ۲۳۱
حضرت آیه الله صافى گلپایگانى.
۳٫آشنایى با امام دوازدهم
حضرت مهدى موعود (که غالبا به لقب امام عصر و صاحب الزمان ذکر مى‏شود) فرزند امام یازدهم که اسمش مطابق اسم پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم بود در سال ۲۵۶ یا ۲۵۵ هجرى در سامرا متولد شده و تا سال ۲۶۰ هجرى که پدر بزرگوارش شهید شد تحت کفالت و تربیت پدر مى‏زیست و از مردم پنهان و پوشیده بود و جز عده‏اى از خواص شیعه کسى به شرف ملاقات وى نایل نمى‏شد.
و پس از شهادت امام یازدهم که امامت در آن حضرت مستقر شد به امر خدا غیبت اختیار کرد و جز با نواب خاص خود بر کسى ظاهر نمى‏شد جز در موارد استثنایى (۱) .
نواب خاص
آن حضرت چندى عثمان بن سعید عمرى را که از اصحاب جد و پدرش بود و ثقه و امین ایشان قرار داشت نایب خود قرار داد و به توسط وى به عرایض و سؤالات شیعه جواب مى‏داد.
و پس از عثمان بن سعید،فرزندش محمد بن عثمان به نیابت امام منصوب شد و پس از وفات محمد بن عثمان عمرى،ابو القاسم‏حسین بن روح نوبختى،نائب خاص بود و پس از وفات حسین بن روح نوبختى،على بن محمد سمرى نیابت ناحیه مقدسه امام را داشت.
و چند روز به مرگ على بن محمد سمرى (که در سال ۳۲۹ هجرى اتفاق افتاد) مانده بود که از ناحیه مقدسه توقیعى صادر شد که در آن به على بن محمد سمرى ابلاغ شده بود که تا شش روز (دیگر) بدرود زندگى خواهد گفت و پس از آن در نیابت‏خاصه بسته،غیبت کبرى واقع خواهد شد و تا روزى که خدا در ظهور آن حضرت اذن دهد،غیبت دوام خواهد یافت (۲) و به مقتضاى این توقیع،غیبت امام زمان علیه السلام به دو بخش منقسم مى‏شود.
اول‏ غیبت صغرى‏ :که از سال ۲۶۰ هجرى شروع نموده و در سال ۳۲۹ خاتمه مى‏یابد و تقریبا هفتاد سال مدت امتداد آن مى‏باشد.
دوم‏ غیبت کبرى‏ :که از سال ۳۲۹ شروع کرده و تا وقتى که خدا بخواهد ادامه خواهد یافت.پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در حدیث متفق علیه مى‏فرماید: اگر نمانده باشد از دنیا مگر یک روز، خدا آن روز را دراز مى‏کند تا مهدى از فرزندان من ظهور نموده دنیا را پر از عدل و داد کند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد (۳) .
بحث در ظهور مهدى (ع) از نظر عمومى
در بحث نبوت و امامت اشاره کردیم که به موجب قانون هدایت عمومى که در همه انواع آفرینش جارى است،نوع انسان به حکم ضرورت با نیرویى (نیروى وحى و نبوت) مجهز است که او را به سوى کمال انسانیت و سعادت نوعى راهنمایى مى‏کند و بدیهى است که اگر این کمال و سعادت براى انسان که زندگیش زندگى اجتماعى است،امکان و وقوع نداشته باشد اصل تجهیز لغو و باطل خواهد بود و لغو در آفرینش وجود ندارد.
و با بیانى دیگر:بشر از روزى که در بسیط زمین سکنى ورزیده پیوسته در آرزوى یک زندگى اجتماعى مقرون به سعادت (به تمام معنا) مى‏باشد و به امید رسیدن چنین روزى قدم بر مى‏دارد و اگر این خواسته تحقق خارجى نداشت هرگز چنین آرزو و امیدى در نهاد وى نقش نمى‏بست چنانکه اگر غذایى نبود،گرسنگى نبود و اگر آبى نبود،تشنگى تحقق نمى‏گرفت و اگر تناسلى نبود،تمایل جنسى تصور نداشت.
از این روى،به حکم ضرورت (جبر) آینده جهان روزى را در بر خواهد داشت که در آن روز جامعه بشرى پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزیستى نماید و افراد انسانى غرق فضیلت و کمال شوند.و البته استقرار چنین وضعى به دست‏خود انسان خواهد بود و رهبر چنین جامعه‏اى منجى جهان بشرى و به لسان روایات، مهدى‏ خواهد بود.
در ادیان و مذاهب گوناگون که در جهان حکومت مى‏کنند،مانند وثنیت و کلیمیت و مسیحیت و مجوسیت و اسلام،از کسى که نجات دهنده بشریت است،سخن به میان آمده و عموما ظهور او را نوید داده‏اند اگر چه در تطبیق اختلاف دارند و حدیث متفق علیه پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم‏ المهدى من ولدى‏ .
یعنى: مهدى موعود از فرزندان من (از نسل من) مى‏باشد ،اشاره به همین معناست.
بحث در ظهور مهدى (ع) از نظر خصوصى
علاوه بر احادیث‏بى‏شمارى که از طریق عامه و خاصه از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه اهل بیت علیهم السلام در ظهور مهدى علیه السلام و اینکه از نسل پیغمبر مى‏باشد و با ظهور خود جامعه بشرى را به کمال واقعى خواهد رسانید و حیات معنوى خواهد بخشید (۴) .
روایات بى‏شمار دیگرى وارد است که مهدى فرزند بلافصل‏امام حسن عسکرى (امام یازدهم) مى‏باشد (۵) و پس از تولد و غیبت طولانى،ظهور کرده جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد،چنانکه با ظلم و جور پر شده باشد.
اشکالى چند و پاسخ آنها
الف:مخالفین شیعه اعتراض مى‏کنند که طبق اعتقاد این طایفه،امام غایب باید تا کنون نزدیک به دوازده قرن عمر کرده باشد درصورتى که هرگز انسان عمر به این درازى نمى‏کند؟
پاسخ:بناى اعتراض به استبعاد است و البته عمر به این درازى و بیشتر از این قابل استبعاد مى‏باشد ولى کسى که به اخبارى که در خصوص امام غایب از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و سائر ائمه اهل بیت علیهم السلام وارد شده مراجعه نماید،خواهد دید نوع زندگى امام غایب را به طریق خرق عادت معرفى مى‏کنند.
البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم هرگز نمى‏توان خرق عادت را نفى کرد،زیرا هرگز نمى‏توان اثبات کرد که اسباب و عواملى که در جهان کار مى‏کنند تنها همانها هستند که ما آنها را دیده‏ایم و مى‏شناسیم و دیگر اسبابى که ما از آنها خبر نداریم،یا آثار و اعمال آنها را ندیده‏ایم،یا نفهمیده‏ایم،وجود ندارد.از این روى ممکن است در فردى یا افرادى از بشر اسباب و عواملى به وجود آید که عمرى بسیار طولانى هزار یا چندین هزار ساله براى ایشان تامین نماید و از اینجاست که جهان پزشکى تا کنون از پیدا کردن راهى براى عمرهاى بسیار طولانى،نومید و مایوس نشده است.
این اعتراض از ملیین مانند کلیمیت و مسیحیت و اسلام که به موجب کتابهاى آسمانى خودشان،خرق عادت و معجزات پیغمبران خدا را قبول دارند،بسیار شگفت آور است.
ب:مخالفین شیعه اعتراض مى‏کنند که شیعه وجود امام را براى بیان احکام دین و حقایق آیین و راهنمائى مردم لازم مى‏دانند و غیبت امام ناقض این غرض است،زیرا امامى که به واسطه غیبتش، مردم هیچگونه دسترسى به وى ندارند،فایده‏اى بر وجودش مترتب نیست و اگر خدا بخواهد امامى را براى اصلاح جهان بشرى بر انگیزد قادر است که در موقع لزوم او را بیافریند دیگر به آفرینش چندین هزار سال‏پیش از موقع وى نیازى نیست.
پاسخ:اینان به حقیقت معناى امامت پى نبرده‏اند،زیرا در بحث امامت روشن شد که وظیفه امام تنها بیان صورى معارف و راهنمایى ظاهرى مردم نیست و امام چنانکه وظیفه راهنمائى صورت مردم را به عهده دارد همچنان ولایت و رهبرى باطنى اعمال را به عهده دارد و اوست که حیات معنوى مردم را تنظیم مى‏کند و حقایق اعمال را به سوى خدا سوق مى‏دهد.
بدیهى است که حضور و غیبت جسمانى امام در این باب تاثیرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد،اگر چه از چشم جسمانى ایشان مستور است و وجودش پیوسته لازم است اگر چه موقع ظهور و اصلاح جهانیش تا کنون نرسیده است.
خاتمه: پیام معنوى شیعه
پیام معنوى شیعه به جهانیان،یک جمله بیش نیست و آن این است که‏ خدا را بشناسید و تعبیر دیگر: راه خدا شناسى را پیش گیرید تا سعادتمند و رستگار شوید و این همان جمله‏اى است که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم براى نخستین بار دعوت جهانى خود را به آن افتتاح فرمود: اى مردم!خدا را به یگانگى بشناسید و اعتراف کنید تا رستگار شوید در توضیح این پیام به طور اجمال مى‏گوییم:
ما افراد بشر به حسب طبع دلداده بسیارى از مقاصد زندگى و لذایذ مادى هستیم،خوردنیها و نوشیدنیهاى گوارا و پوشیدنیهاى شیک و کاخها و منظره‏هاى فریبنده،همسر زیبا و دلنواز،دوستان صمیمى و ثروت سنگین از راه قدرت و سیاست مقام و جاه و بسطسلطه و فرمانروایى و خرد کردن هر چیزى که با خواسته‏هاى ما مخالفت مى‏کند را مى‏خواهیم و دوست داریم.
ولى با نهاد خدادادى خود مى‏فهمیم که این همه لذایذ و مطالب براى انسان آفریده شده نه انسان براى آنها و آنها به دنبال انسان باید باشند نه انسان به دنبال آنها.
هدف نهایى،بودن شکم و پایین‏تر از شکم،منطق گاو و گوسفند است و دریدن و بریدن و بیچاره کردن دیگران،منطق ببر و گرگ و روباه است،منطق انسان،منطق فطرى خرد مى‏باشد و بس.
منطق خرد با واقع بینى خود،ما را به سوى پیروى حق هدایت مى‏کند نه به سوى دلخواه انواع شهوترانى و خودبینى و خودخواهى. منطق خرد انسان را جزئى از جمله آفرینش مى‏داند که هیچگونه استقلال و سرخودى ندارد و بر خلاف آنچه انسان خود را فرمانرواى آفرینش پنداشته به گمان خود طبیعت‏سرکش را به خواسته‏هاى خود رام مى‏کند و به زانو در مى‏آورد خودش نیز آلت دست طبیعت و یکى از دستیاران و فرمانبرداران آن است.
منطق خرد انسان را دعوت مى‏کند که در درکى که از هستى این جهان گذران دارد،دقیق شود تا روشن گردد که هستى جهان و هر چه در آن است از پیش خودشان نیست‏بلکه جهان و هر چه در آن است از یک منبع نامتناهى سرچشمه مى‏گیرد تا روشن گردد که این همه زشت و زیبا و موجودات زمین و آسمان که در صورت واقعیتهاى مستقل در دیده انسان جلوه مى‏کند،در پناه واقعیت دیگرى واقعیت دار مى‏نمایند و در زیر پرتو آن پیدا و هویدا شده‏اند نه از خود و نه از پیش خود و چنانکه واقعیتها و قدرتها و عظمتهاى دیروزى،امروز افسانه‏اى بیش نیستند واقعیتهاى امروزى نیز همچنانند و بالاخره همه چیز در پیش خود افسانه‏اى بیش نیست.
تنها خداست که واقعیتى است غیر قابل زوال و همه چیز در پناه هستى او رنگ هستى مى‏یابند و با روشنائى ذات او روشن و پیدا مى‏شوند.
هنگامى که انسان با چنین درکى مجهز شود،آن وقت است که خیمه هستى او در پیش چشمش مانند حباب روى آب فرو مى‏خوابد و عیانا مشاهده مى‏کند که جهان و جهانیان به یک هستى نامحدود و حیات و قدرت و علم و هرگونه کمال نامتناهى تکیه زده‏اند و انسان و هر پدیده دیگر جهانى مانند دریچه‏هاى گوناگونى هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت‏خود ماوراى خود را که جهان ابدیت است نشان مى‏دهند.
آن وقت است که انسان اصالت و استقلال را از خود و از هر چیز گرفته به صاحبش رد مى‏کند و دل از هر جا کنده به خداى یگانه مى‏پیوندد و در برابر عظمت و کبراى وى به چیزى جز وى سر تعظیم فرود نمى‏آورد.
آن وقت است که انسان تحت ولایت و سرپرستى پروردگار پاک قرار مى‏گیرد،هر چه را بشناسد با خدا مى‏شناسد و با هدایت و رهبرى خدا با اخلاقى پاک و اعمالى نیک (آیین اسلام و تسلیم حق که آیین فطرت است) متلبس مى‏گردد.
این است آخرین درجه کمال انسانى و مقام انسان کامل یعنى امام که به موهبت‏خدایى به این مقام رسیده و کسانى که از راه اکتساب به این کمال نائل شوند با اختلاف درجاتى که دارند پیروان‏حقیقى امام مى‏باشند.
و از اینجا روشن مى‏شود که خداشناسى و امام شناسى هرگز از هم جدا نمى‏شوند چنانکه خداشناسى و خود شناسى از هم جدا نمى‏شوند،زیرا کسى که هستى مجازى خود را بشناسد،هستى حقیقى خداى بى‏نیاز را شناخته است.
پى‏نوشتها:
۱-بحار الانوار،ج ۵۱،ص ۳۴۲ و ۳۴۳-۳۶۶٫الغیبه،محمد بن حسن طوسى (چاپ دوم) ص ۲۱۴-۲۴۳٫ اثبات الهداه،ج ۶ و ۷٫
۲-بحار الانوار،ج ۵۱،ص ۳۶۰ و ۳۶۱٫الغیبه،شیخ طوسى،ص ۲۴۲٫
۳-از باب نمونه: عبد الله بن مسعود قال قال النبى صلى الله علیه و آله: لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یبعث فیه رجلامن امتى و من اهل بیتى یواطى اسمه اسمى یملا الارض قسطا عدلا کما ملئت‏جورا و ظلما ، (فصول المهمه،ص ۲۷۱)
۴-از باب نمونه: قال ابو جعفر علیه السلام:اذا قام قائمنا وضع الله یده‏على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و کملت‏بها احلامهم‏ ، (بحار الانوار، ج ۵۲،ص‏۳۲۸ و ۳۳۶)
قال ابو عبد الله علیه السلام:العلم سبعه و عشرون حرفا فجمیع ما جاءت‏به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتى الیوم غیر الحرفین.فاذا قام قائمنااخرج الخمسه و العشرین حرفا فبثها فى الناس و ضم الیها الحرفین حتى یبثهاسبعه و عشرین حرفا ، (بحار الانوار،ج ۵۲ ص ۳۳۶)
۵-از باب نمونه: قال على بن موسى الرضا علیه السلام فى حدیث (الى ان‏قال) الامام بعدى محمد ابنى و بعد محمد ابنه على و بعد على ابنه الحسن‏وبعد الحسن ابنه الحجه القائم المنتظر فى غیبته المطاع فى ظهوره لو لم یبق‏من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یخرج فیملاها عدلا کماملئت جورا و اما متى فاخبار عن الوقت و لقد حدثنى ابى عن ابیه عن آبائه عن على (ع) ان النبى (ص) قیل له:یا رسول الله متى یخرج‏القائم من ذریتک‏فقال:مثله مثل الساعه لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فى السموات و الارض لایاتیکم الا بغته‏ ، (بحار الانوار،ج ۵۱،ص ۱۵۴)
صقر بن ابى دلف قال:سمعت ابا جعفر محمد بن الرضا علیه السلام یقول: الامام بعدى ابنى على،امره امرى و قوله قولى و طاعته طاعتى و الامام بعده‏ابنه الحسن،امره امر ابیه و قوله قول ابیه و طاعته طاعه ابیه.ثم سکت،فقلت له:یا بن رسول الله فمن الامام بعد الحسن فبکى بکاء شدیدا ثم قال:ان من‏بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر ، (بحار الانوار،ج ۵۱،ص ۱۵۸)
موسى بن جعفر البغدادى قال سمعت ابا محمد الحسین بن على یقول:کانى بکم‏و قد اختلفتم بعدى فى الخلف منى اما ان المقر بالائمه بعد رسول‏الله‏المنکر لولدى کمن اقر بجمیع انبیاء الله و رسوله ثم انکر نبوه محمد رسول‏الله و المنکر لرسول الله کمن انکر جمیع الانبیاء لان طاعه آخرنا کطاعه‏اولنا و المنکر لاخرنا کالمنکر لاولنا اما ان لولدى غیبه یرتاب فیها الناس‏الا من عصمه الله‏ ، (بحار الانوار،ج ۵۱، ص ۱۶۰)
پیامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من (محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.
(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.
 

 ولادت امام زمان
نام پدر ومادر امام زمان (عج)
مقام ومنصب
نقش انگشتری
تاریخ ولادت
اختلاف عقیده در تاریخ ولادت
سال ولادت
مدت عمر شریف امام زمان (عج)
سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام
چگونگی ولادت امام مهدی (عج)
نام پدر ومادر امام زمان (ع):
نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)
مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند
تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3)
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است
مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون
سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است
 
دوران زندگی
1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.
3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.
4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.
 
تاریخ و سبب شهادت :
امام زمان(عج) هم اکنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى که قیام کند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاکم على‏الاطلاق روى زمین خواهد گردید که مدت آن، در روایات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعیین شده است که هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراین اگر حکومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاکم مى‏گردد و سپس عمر این جهان به پایان مى‏رسد و عالم قیامت آغاز مى‏گردد
 
همسر و فرزندان امام زمان علیه السلام
این پرسش که آیا امام زمان علیه السلام همسر و فرزند دارد یا خیر، از جمله پرسش هایی است که در جامعه ما بسیار مطرح می شود و در کتاب ها و منابع مطالعاتی موضوع مهدویت هم پاسخ روشنی به آن داده نشده است. گروهی به استناد برخی روایات و قواعد عمومی اسلام معتقدند که امام مهدی علیه السلام ازدواج کرده است و همسر و فرزند دارد.
 
گروهی هم با توجّه به پاره ای دیگر از روایات بر این باورند که آن حضرت همسری اختیار نکرده است. در این جا برای روشن شدن پاسخ این پرسش، به بررسی ادلّه و مستندات این دو گروه می پردازیم.

1. باورمندان به ازدواج امام زمان علیه السلام
کسانی که معتقدند امام مهدی علیه السلام ازدواج کرده است، به دو دسته دلیل استناد می کنند:
الف) روایاتی که در فضیلت ازدواج وارد شده و در آنها تأکید شده است که ازدواج، سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است و هرکس از آن روی گرداند، از پیامبر نیست.(1)
محدّث نوری رحمه الله در پاسخ کسانی که می گویند: «معلوم نیست حضرت حجّت علیه السلام اولاد و عیال داشته باشد»، می نویسد:چگونه ترک خواهند فرمود چنین سنّت عظیم جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب تحریص(2) که در فعل آن و تهدید و تخویف(3) در ترکش شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن را از خصایص آن جناب نشمرده [است].(4)

ب) روایات، دعاها و زیارت هایی است که درآنها به نوعی به همسر و فرزند داشتن آن حضرت تصریح یا اشاره شده است. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

یک - شیخ طوسی درباره غیبت امام مهدی علیه السلام به نقل از مفضّل بن عمر، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که شاید از آن بتوان دریافت که آن حضرت فرزند دارد:
همانا صاحب این امر دارای دو غیبت است: یکی از آن دو چندان به درازا می کشد که برخی از مردم می گویند: او مرده است و بعضی می گویند: او کشته شده است و عدّه ای از ایشان می گویند: او رفته است. تا این که از یارانش جز افراد اندکی، کسی بر امر او باقی نمی ماند و از جایگاهش نه کسی از فرزندانش و نه دیگری آگاهی دارد، مگر همان خدمت گزاری که به کارهای او می رسد. (5)

به نظر می رسد استدلال به روایت یاد شده چندان درست نباشد؛ زیرا نعمانی نیز در کتاب خود همین روایت را نقل کرده است، ولی پایان آن، با آنچه از شیخ طوسی نقل شد، متفاوت است و نمی توان از آن استفاده کرد که آن حضرت فرزندی دارد. متن روایت چنین است: «و از جایگاهش هیچ کس از دوست و بیگانه آگاهی نمی یابد، مگر همان خدمت گزاری که به کارهای او می رسد».(6)

علّامه سید جعفر مرتضی عاملی در این زمینه می نویسد:
با توجّه به یکی بودن روایت از نظر طوسی و نعمانی و وجود چنین اختلافی در محلّ مورد استشهاد، روایت مزبور قابل استدلال نیست.(7)
اشکال های دیگری نیز به متن روایت شیخ طوسی وارد شده است که برای رعایت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.(8)
 

 
دو - ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود:
گویا می بینم که قائم علیه السلام با خانواده و فرزندانش در مسجد سهله فرود آمده است. (9)

سه در بخشی از صلوات معروف به ضراب اصفهانی که از امام عصر علیه السلام نقل شده و خواندن آن در عصر روزجمعه سفارش گشته، چنین آمده است:
بار خدایا، به او درباره خودش، فرزندانش، شیعیانش، رعیتش، خاصّش، عامش، دشمنش و همه اهل دنیا، عطا فرما آنچه را که دیده اش را روشن و دلش را مسرور گرداند.(10)
چهار - در یکی از دعاهای عصر غیبت از امام رضا علیه السلام نقل شده، عبارتی مشابه صلوات ضراب اصفهانی آمده است.(11)

محدّث نوری، ادعیه و زیارات دیگری را نیز نقل می کند که در آنها تعابیری چون «ذریته»،«ولده»،«اهل بیته» به کار رفته است و به نوعی به همسر و فرزند داشتن امام عصر علیه السلام اشاره دارد.(12)

2. منکران ازدواج امام زمان علیه السلام
کسانی نیز که منکر ازدواج و فرزند داشتن امام عصر علیه السلام هستند، افزون بر خدشه در سند یا دلالت روایات مورد استناد گروه نخست،(13) به روایاتی استناد می کنند که در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
 
الف) شیخ طوسی از حسن بن علی خزاز نقل می کند:
علی بن ابی حمزه(14)بر ابی الحسن رضا علیه السلام وارد شد و به آن حضرت عرض کرد: «آیا تو امامی؟» حضرت فرمود: «آری.» پس او گفت: «من از جدّت، جعفر بن محمّد علیه السلام شنیدم که می فرمود: امامی وجود ندارد، مگر اینکه نسلی از او به جا می ماند.» پس فرمود:
ای پیرمرد! فراموش کرده ای یا خود را به فراموشی زده ای. جعفر این گونه نگفت، بلکه جعفر گفت: امامی وجود ندارد، مگر این که فرزندی دارد؛ به جز امامی که حسین بن علی - درود بر آنها باد- پس از او [از قبر] بیرون می آید؛ همانا او فرزندی ندارد.
 
پس گفت: راست گفتی، فدایت شوم، شنیدم که جدت چنین می فرمود.(15)
ب) مسعودی نیز در إثبات الوصیة، روایتی مشابه همین روایت نقل کرده است.(16)
نا گفته نماند که برخی از عالمان شیعه گفته اند مراد این روایت از این که می گوید« او فرزندی ندارد»، این است که «او فرزندی که امام باشد، ندارد».(17)
 
در این بررسی دلایل و مستندات دو گروه باید دو نکته را یادآور شویم:
یک- در مورد این پرسش که آیا امام زمان علیه السلام همسر و فرزند دارد یا خیر؟ به صراحت و با قطع و یقین نمی توان اظهار نظر کرد، ولی این جای هیچ گونه نگرانی نیست؛ زیرا روشن شدن یا روشن نشدن پاسخ این پرسش، در میزان معرفت و اطاعت ما نسبت به آن حضرت هیچ تأثیری ندارد. از این رو، هرگز نباید خود را آن چنان به این گونه پرسش ها مشغول داریم که از وظایف اصلی مان نسبت به حجّت خدا باز مانیم.
 
دو- حتّی اگر بپذیریم که امام زمان علیه السلام همسر و فرزند دارد، هیچ لزومی ندارد که آنها چون خود امام زمان دارای عمر طولانی باشند؛ چون داشتن عمر طولانی تنها برای آن حضرت ضروری است و همسر و فرزندان آن حضرت می توانند چون دیگر انسان ها باشند

نظر (0)

2000 کاراکتر باقيمانده

Cancel or